نقشه اسرائیل و جبهه استکبار علیه ایران چیست؟
مراحل نقشه غرب با عاملیت اسرائیل برای ایران یا همان لیبیزاسیون ایران:
اسرائیل وسعتی معادل 20.770 کیلومترمربع یعنی یک هشتادم ایران با وسعت 1.648.195 کیلومتر مربع است، لذا تمامی زیرساختهای نظامی و اقتصادی این رژیم در فضای محدودی متراکم شده و آنها از ابتدا میدانستند توان مقابله مستقیم و جنگ طولانی با ایران را ندارند.
اما چگونه شد که اسرائیل تصمیم حمله به ایران را گرفت؟
در اسفند ماه 1403 لیندسی گراهام نماینده کارولینای جنوبی و سناتور ارشد جمهوریخواه آمریکایی و از حامیان مشهور صهیونیسم و تندروهای حریدی، خواستار حمله به تاسیسات اتمی ایران یا تبدیل ایران به لیبی از طریق مذاکره (جمع آوری کل تاسیسات هستهای و سوخت اتمی و خارج کردن از ایران) شد و سپس نتانتاهو نخست وزیر اسرائیل در سفر فروردین ماه 1404 به آمریکا طرح مقابله با برنامه هسته ای لیبی را برای برنامه هسته ای ایران پیشنهاد داد و این نشانه هایی از برنامه های این رژیم برای ایران بود. بنظرمیرسد جبهه معاند غرب با عاملیت اسرائیل یک جنگ ترکیبی یا پازل چند قطعه ای را برای تجزیه ایران شروع کردند:
مرحله اول تله فریبی بود که با القا ترس از تله جنگ انجام شد، ارجاع به سخنان نتانیاهو، ترامپ و برخی سناتورهای آمریکایی مبنی بر شروع جنگ و یا انجام مذاکره همان تله فریبی ببود که برای خرید زمان بلازم جهت احیا قدرت نظامی اسرائیل و زمینه سازی های لازم برای حمله به ایران لازم بود تا آنجاکه به نقل از روزنامه وال استریت ژورنال در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵، مذاکرات آمریکا با ایران در عمان پوششی برای غافلگیری حمله اسرائیل به ایران بود.
مرحله دوم؛ حمله سایبری و ترور فرماندهان ارشد نظامی بود تا شیرازه مدیریت یکپارچه نظامی امنیتی گسسته شود و نفوذ به ایران ممکن شود،آنها بنا داشتند با تخریب بخش اعظم زیرساخت های نظامی و هسته ای، جنگ مستقیم مرحله اول چند روزه تمام شود.
مرحله سوم؛ ترور هدفمند دانشمندان و خرابکاری با کمک نفوذی ها،خودفروختگان و اتباع غیرمجاز بود تا حس ناامنی و فروپاشی به جامعه القا گردد.
مرحله چهارم: ایجاد تفرقه با راه اندازی جنگ رسانه ای و فریب افکار عمومی بود که حمله به رسانه ملی هم در راستای ممانعت از اطلاع رسانی درست از جنگ بود.
مرحله پنجم؛ تلاش اسرائیل برای فعال کردن گروه های تروریستی در شرق،غرب و شمال غرب کشور و حملات مسلحانه گسترده با تحریک گسل های قومی،حمایت از تجزیه طلبان مثل پانترک، کُرد،…و اقدامات مسلحانه گروهکهای تروریستی مثل جیش الظلم، جبهه متحد(ملحد) بلوچستان و حتی عناصر نفوذی داعش در ایران، تا ترس و ناامنی به جامعه تزریق شود و در این مرحله بر کمک برخی همسایگان متحد با رژیم اسرائیل حساب خواهند کرد.
مرحله ششم؛ ترور افراد تاثیرگذار و مدیران ارشد تاثیرگذار کشوری با هدف اخلال در مدیریت کلان بخش های مختلف نظامی و غیر نظامی.
مرحله هفتم؛ تشدید فشارهای اقتصادی به منظور فشار به طبقات مختلف جامعه و ایجاد نارضایتی عمومی از پازل های این نقشه شوم است، لذا اکنون که چندماه از مذاکرات عمان میگذرد و همچنین همزمان با حمله اسرائیل به ایران میبینیم موج جدیدی از تحریم ها بر اشخاص، نهادها و شرکت های ایرانی اعمال میگردد.
مرحله هشتم؛ ایران تحت فشار جنگ خارجی و فروپاشی اقتصادی و آشوب های اجتماعی داخلی،مجبور به قبول شروط آمریکا و غرب مبنی بر دسترسی نظامی و هسته ای شود.
مرحله نهم؛ تبدیل ایران به ایرانستان با حمله مستقیم ناتو به ایران با بهانه مکانیسم ماشه یا اسنپ بک و یا طرح ادعاهای بی اساس حقوق بشر مانند آنچه درمورد لیبی رخ داد می باشد که در لیبی ابتدا قطعنامه 1970 شورای امنیت سازمان ملل متحد، مصوب 26 فوریه 2011 و با استناد به ماده 41 منشور ملل متحد و در واکنش به نقض فاحش حقوق بشر و کشتار غیرنظامیان توسط محمد قذافی باعث ایجاد محدودیتهایی علیه این کشور شد و سپس با متهم کردن قذافی به نادیده گرفتن قطعنامه 1973 ، پرونده لیبی ذیل ماده هفتم شورای امنیت و با درنظرگرفتن ماده 42 این شورا مربوط به اقدام دسته جمعی در دستور کار قرارگرفت.
درخصوص عراق نیز شبیه این نقشه اجرا شده است و درنهایت آمریکا با قطعنامه شورای امنیت 1441 نوامبر 2002 عراق را ملزم به همکاری کرد اما در نهایت بااینکه نتوانست نظر شورای امنیت را برای اقدام دسته جمعی بدست آورد ولی انگلیس همراه با آمریکا در زمان جورج دبیلو بوش به عراق تضعیف شده حمله نظامی مستقیم کردند.
با این توضیحات مشخص شد تجزیه ایران بعد از تضعیف کامل، طرح نهایی و پازل نهایی این نقشه است لذا هدف نهایی نه برنامه هسته ای و یا حتی نظام جمهوری اسلامی ایران، بلکه هدف کشور ایران است.
در مجموع اگر روندها و رویدادهای چند روز اخیر و همچنین اتفاقات لیبی و عراق را بررسی کنیم میبینیم همان پروسه ای که برای این کشورها انجام شد را برای ایران در نظر دارند، اما آنها دچار اشتباه محاسباتی بزرگی شدند چون اولا ایران از نظر منابع جزو ۵ کشور اول دنیاست تاجایی که تنها در بخش تولید میوه رتبه 8 دنیا را دارد و مانند لیبی و عراق در مضیقه مایحتاج روزانه نمی ماند، دوم اینکه ایران با تمدنی کهن،آنگونه که از اسمش پیداست سرزمین نجیب زادگان است و دارای مردم شجاعی با حس ملی گرایی قوی میباشد و ملیگرایی آنها نیز سبب میگردد در زمان جنگ ها بجای تسلیم شدن، متحد شوند؛ سوم دشمنان این ملت، جایگاه ولی وفقیه و ارزش های دینی مثل فرهنگ شهادت را در مردم ایران نادیده گرفتند و فریب پروپاگاندای رسانه ای خود را خوردند و به اطلاعات این رسانه ها بر روی تفرقه ایرانیان استناد کردند، .چهارم دشمنان این ملت، قدرت نظامی امنیتی ایران را دستکم گرفتند و هیچ اشراف کاملی بر توانایی های نظامی ایران ندارند لذا تاکتیکها و استراتژی های دفاعی کشور آشنایی ندارند برای مثال بسیاری از کشور ها از جمله آمریکا تقریبا تمام دستاوردهای نظامی خود را با رنگ و لعاب فراوان فریاد میزنند اما ایرانیان اغلب دستاوردهای نظامی خود را پنهان میکنند، مثلا در حملات دفاعی ایران به اسرائیل وعده صادق ۱،۲ و حتی وعده صادق۳ اغلب از موشک هایی با تکنولوژی های قديمي استفاده میشود که ساخت آنها برای حدود 20 سال قبل است و کمتر از تجهیزات مدرن استفاده میشود و این سبب شده اسرائیل نسبت به جنگ افزارهای جدید ایران بسیار آسیب پذیر باشد، موید این سخن آنجاست که بن گویر وزیر امنیت ملی اسرائیل با لحن تند به بارلو وزیردفاع این رژیم است گفت: چرا ایران را تحریک کردید؟ در پاسخ بارلو میگوید از توانایی موشکی ایران اطلاع نداشتیم.
لذا با اطمینان میتوان گفت محاسبات اسرائیل دچار خطا گردید و ترامپ قمار باز بر سرآینده اسرائیل قمار بزرگی کرد و ملت بابصیرت ایران با اتکا به خداوند متعال،رهبری شجاع و آمادگی فرزندان خود در بخش های نظامی و امنیتی نشان داد مانند گذشته، محکم و استوار است و هرچند بدلیل شرایط تحریم های اقتصادی تحت فشار است اما در بحث دفاع از وطن و ملیگرایی آنقدر غیور،شجاع و با عزت است که تن به تسلیم نمیدهد و از همین رو می باشد که رهبر معظم انقلاب نه جنگ تحمیلی و نه صلح تحمیلی را بیان فرمودند زیرا صلح تحمیلی بخشی از پازل تضعیف ایران و زمان دهی لازم برای احیا قدرت نظامی متجاوز است و اگر امروز که زمینه لازم برای دفاع مشروع فراهم شده تمام پایگاه های هوایی این رژیم نابود نگردد بدون شک ایران مجبور به انجام عملیات وعده صادق 4 خواهد بود و هرنوع صلح تحمیلی یعنی بازی در زمین دشمن برای تکمیل پازل لیبیزاسیون ایران.
نویسنده: مهدی اصغری